فروش کارتن خالی اسباب کشی تعمیرات موبایل ترجمه طلايي ترجمه تخصصی کتاب آرارات الکترونیک سیستم های حفاظتی امنیتی کنترل تردد فروش جوجه شترمرغ مصالح ساختمانی و پوکه صنعتی لیکا ثبت شرکت در کرج قالب وردپرس لیپوماتیک خرید بک لینک
بستن تبلیغات [X]
غرغرهای امیدوارانه ی یک جوجه مدیکو
غرغرهای امیدوارانه ی یک جوجه مدیکو

فکر کردن به او جدیدا خیلی اذیتم میکند.نه اینکه خوبی نداشته باشد ولی علت این سنگدل شدن ناگهانی ام را نمیدانم.یک سری ویژگیهای بد دارد که هیچ رقمه نمیخواهد ازشان دست بردارد.میترسم چشم واکرده باشم و ناغافل بجای دوست داشتن یه خشم باز نشده در سینه ام احساس کنم.ولی خب، هیچ کس مثل او با من مهربان نیست و من هم تا به حال نتوانسته ام با کسی غیر او سرشار و اشباع شوم.از چه؟ نمیدانم. من بهترین مهمانی ها را نهایتاً نیمه روزی میتوانم دوام بیاورم.خوش صحبت ترین آدمها هم اگر باشند بالاخره حرفشان تمام خواهد شد.از اصول نانوشته خانواده ما این ست که وقتی به چند روز تعطیلی برمیخوریم و جایی دعوت میشویم معمولاً عن مهمانی را در میاوریم. انقدر میمانیم و همدیگر را میبینیم که روز آخر دلمان از قیافه ی هم بهم بخورد.اما با او فرق میکند، حاضرم کلامی نگویم، اصلا اینجوری خیلی دلچسب تر است چون من زیاد توی استفاده از کلمات خوب نیستم و معمولاً مفهومی که میرسانم آخرین چیزی است که در ذهن دارم، لذا سکوت بهترین راه است برای همسویی با یک نفر.آدمها در سکوت دوست داشتنی تر هستند.میگفتم، با او حاضرم ساعتها بدون حرف زدن و بازی کلامی خوش باشم. اما جدیداً یک جوری شده ،رفتارش مرا یاد زنهای ٤٠،٥٠ ساله ی دنیا دیده می اندازد. شاید هم عجیب نیست.او به نحوه خوفناکی از تجربیات خود درس میگیرد و محال است یک اشتباه را دوبار تکرار کند. ولی باید بکند،اقتضای سنش، سنمان است .خلاصه اینکه این همسویی را هم گویا کم و بیش از دست داده ام، یا دارم میدهم. او برایم یک چیزهایی را معنی کرد که دوست نداشتم بدانم. معنی بعضی رفتارها که از نظر او در عین سادگی پرده از خباثت روح بعضی ادمها برمیداشت، مادرش میگفت او بدبین است، ولی لااقل من به اینکه او واقعی ست شک ندارم.بلکه شاید ایمان هم داشته باشم. دلم نمیخواهد از او بدم بیاید. خدا نکند دلم بخواهد نافرمانی کند. اگر بخواهد بدش بیاید خیلی تنها میشوم و این ترسناکترین تصور این روزهای من ست.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 144 ،
همین الان دلم میخواست هرجا باشم جز اینجا
مثلا یه گربه تو کوچه که داره آشغالا رو پاره میکنه تا به یه تیکه خوشمزه برسه یا یه لیدر تور که هزار بار یه مکان و درحد تهوع معرفی میکنه یا یه خواننده مرد با سیبیل تو سبک قیافه ی جهاندار که عشقش که موهای مشکی و ابروهای پیوسته داشته تو جوونی ولش کرده و اینم زیر سی و سه پل آواز میخونه، مثلا اسمشم زهره بوده.همون آهنگ زهره آن روزی که بودی در کنار من...
یا مثلا یه گارسون تو ایتالیا تو رستورانی که فقط پاستا سرو میکنه و دندوناش وقتی وقتی میخنده میدرخشن و شب با یکی از مشتریا میخوابه.
دوس داشتم همه ی اینا بودم جز همینی که الان هستم
حداقل اینو مطمئنم هیچ کدوم از اینا به اندازه خوندن آناتومی پروستات مزخرف نیست.



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،

لعنت به امروز که انقد دراز و بى مصرف بود.

لعنت به من که هیچوقت از خودم راضى نیستم.

مرتیکه اومده یه نمونه سوال و جواب چاپ کرده ولى بخودش زحمت خلاصه کردن و دسته بندى نداده. منم نشستم پشت میزم و جواباى یه صفحه اى دراز و میخونم و به ناشر فحش میدم. فحشاى بد. اما بازم دلم خنک نمیشه.

از شبکه هاى اجتماعى متنفرم در عین حال وابستشونم.وقتى اکانت دارم انگار یه کرمى تو ماتحتمه وقتى ندارم انگار کرمه رو گم کردم.میگردم دنبالش.

چى میشد دوستم میگفت دیگه نمیاد خونمون. الان وقتیه که اصلاً حوصله مهمون بازى ندارم و تا امتحانمو ندم نمیخوام ریخت کسى رو ببینم. چه برسه به اینکه ٢٤ ساعت پذیرایى هم بکنم.

به س. هم گفتم بزاره تنها باشم. خیلى راحت قبول کرد. فکر کردم باید مقاومت کنه ولى منطقى بود.نمیدونم بعد امتحانم باز برم سراغش یا نه.اصلاً هیچ تصورى از آینده ى با اون ندارم.این رابطه ى ناقص و این مسافت درست شدنى نیست.اونم تاکید میکنه که خیلى ناقصه. دلم میخواد بگم گور پدرت. اگه ناقصه شَرِّتو کم کن. ولى نگفتم. دلیلى نداشت فحش بدم.پسره خوبیه ولى یکم با معیاراى من فرق داره. فکر میکنه اهدافش خیلى بزرگه. روم نمیشه بگم اهدافش مزخرفه و حتى در حد رویا هم راضى کننده نیست.

کاش درسام اینقدر سنگین نبود. دلم میخواست تو این سن سر کار رفتن و تجربه کنم. ولى واسه کاراى عادیم هم وقت ندارم .

یعنى میشه سال دیگه این موقع من اون امتحان رو داده باشم.حداقل قدم اول براى رسیدن به رویامه.

امشب حس میکنم خیلى پیر و خسته ام. هنوزم نمیدونم توى وادى شکَّم یا ازش گذشتم یا بهش بى توجهم. مثلاً اگه از وادى شک به یقین میرسیدم چى میشد؟ احتمالاً از خدا میخواستم این امتحان رو قبول شم ، همه چى در گرو دو هفته ى آیندس. کاش میشد ریخت همکلاسیا رو نبینم. اصلاً دوست ندارم خلوت مزخرف و تنهامو بشکنم. گاهى که فکر میکنم همه ى آدمهاى اون بیرون احمقن با برهان نمیدونم چى چى ثابت میکنم اونیکه احمقه منم.

حوصله فیلم دیدن ندارم. دلم میخواد موهامو تیغ بزنم برم یوتا طبیعت گردى ، با حداقل امکانات.

بعدم در اثر بلایاى طبیعى بمیرم ولى دارم زر میزنم چون یه کوه عادى هم که میرم تا خود برگشتن به خونه به خودم فحش میدم.

نمیدونم چرا من از سینگل بودنم ناراضى نیستم، واسم عجیبه . شایدم بقیه عجیبن.

خداى ذهنى من ، چرا من امشب انقدر حرّاف شدم. چقدر دغدغه هام چپ اندر قیچیه.

اصلاً بیدار موندن بعد ساعت ١٢ به منظور درس خوندن کار احمقانه و بیمارگونه ایه. من بعد ١٢ قفل میکنم.

یه مبحثى رو حذف کردم باید به جاش یه مبحث دیگه رو خوب بخونم.

منِ لعنتى باید بجنبم.

یه لحظه حس کردم خیلى زودتر از اون چیزی که فکرشو کنم احساس بدبختى میاد سراغم.





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 125 ،
2015-08-14

تو این لحظه به شدت دلتنگم و حس اون کسى رو دارم که مدتها میخواسته یه چیزى بخره ولى خط تولیدش متوقف شده و بعد هزار سال پیداش کرده اما دقیقاً همون لحظه که رفته اون جنس رو بخره فهمیده یه نفر اون جنس و گرفته دستش و در حال پرداختن پولشه.

حس مزخرفیه.

+اگه مثل من طرفدار آهنگاى سنتى و عتیقه هستین این آهنگ با این حال من بشدت هماهنگه:

شیداى جهانم - امین الله رشیدى

خب من بلدنیستم لینک بذارم، خودتون اگه حوصله داشتین پیدا کنین گوش بدین





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 127 ،

یک فرضیه وجود دارد که میگوید ویروس هاى نو ظهور ساخته دست دانشمندان پول پرستِ بى وجدان است، که در دوره سلامت مردم و متعاقباً رکود دوران سودآورى در جمعیت پخش میشوند و درمانهاى دارویى شان علاوه بر ثروت بى حساب براى سرمایه گزاران نام نیکو هم برایشان به ارمغان میاورند. و البته براى این فرضیه مستندات بسیارى هم وجود دارد و بیان من براى این چنین جنایات زیادى خوشبینانه است.خلاصه، این را گفتم که به اپیدمى جدیدى برسم که هنوز نفهمیدم براى چه کسانى سوآور است و ویروسش ساخته دست کدام شیر پاک خورده ایست.

جدیداً به محض اینکه به دخترهاى در آستانه ازدواج میرسى، چند کلیپ ازدواج از فرید و آیدا، اصغر و صغرا، اکبر و کبرا، تقى و فرنگیس و غیره را توى گوشیشان دارند که بهت نشان بدهند. و توهم براى اینکه ناراحتشان نکنى و رسم ادب را بجا بیاورى مجبورى تا آخر همه ى این ادا اطوار هاى بى نمک و ساختگى را نگاه کنى و حتى نشان بدهى که خیلی هم احساساتى شده اى. فاجعه همینجاست که دخترى فکر کند با کلیپ کارگردانى شده و این مدل مسخره بازیهاى دوزارى خوشبخت شود. آیا واقعاً کسى هست که فکر کند با فیلم عروسى و دنبال آتلیه رفتن سربلند و خوشنود خواهد شد؟

مخلص کلام این را بر خود واجب میدانم که عقیده شخصى ام را در وبلاگ شخصى ام بازگو کنم و اگر اینجا نکنم کجا کنم. به دختران پاک سرزمینم میگویم بیخیال جشن عروسى مفصل و باغ و آتلیه و فیلمبردار و مراسم پر زرق و برق بشوید. برگزارى این دست مراسم تنها زاینده ى اضطراب و تشویش و دورى دلهاست. نهایت با ٥٠،٦٠ تا مهمان درجه اول و دوم یک مراسم ساده بگیرید برود پى کارش.

و اگر در صداقت و پاک بازى داماد از جهت برگزار نکردن مراسم چشم فامیل درآر در تردید هستید همان مبلغ که میبایست بریزید توى جیب این تشریفاتى ها و این مشاغل از شوهر گرامى بگیرید فوقش بگذارید توى بانک ، مطمئن باشید یک تور طبیعت گردى ( سلیقه ى اینجانب) در همین ایران براى جشن گرفتن آغاز زندگى خیلى زیباتر از این کلیپ هاى بى معنى است.

فکر کنم به اندازه کافى نفرتم را از جشن هاى عروسى پر خرج و بى معنى منتقل کردم. اگر هدف زنى زندگى کردن و هدف مردى زندگى ساختن باشد نیازى به این دلقک بازیها نیست. بیایید هریک به نوبه ى خود دست از این کارهاى بى دلیل و رسومات دردسرساز برداریم.





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 174 ،

یه اپلیکیشن نصب کردم به نام pomorodo

واسه منى که زمان بندى رو موقع مطالعه از دست میدم خیلى خوبه .

ولى یه مشکلى داره، اگه وسطش پازش کنى و برى سراغ تفریح و بازیگوشى تو تایم بعدى بهت استراحت نمیده!

هیچ بعید نیست در آینده یه اپلیکیشنهایى طراحى بشه که اگه درس نخونى کتک هم بزنه! والا بخدا. به اپلیکیشن هم باید جواب پس بدیم.

موسیقى پس زمینه امروز:

آلبوم آهنگ وفا/ استاد شجریان

یکى به من لینک گذاشتن رو یاد بده.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 126 ،

| این روزهاى قبل امتحان همیشه رنگ عجیب و خاصى دارند.

شاید هیجان انگیزترین کار کسیکه آخرین روزهاى حبسش را میگذراند همین باشد. براى دلگرمى و عوض شدن هوا ماژیک فسفرى را با صورتى و بعد سبز جایگزین کنى، به قصد کشت چاى شاش رنگ بخورى که هم خورده باشى هم جاییت عیب نکند، متعاقباً باید هم جالب ترین اتفاق روزانه ام شاشیدن مکرر و شاید دوش گرفتن براى فرار از دیوانگى باشد.|

|| امروز فهمیدم خیلی دوستش دارم. دروغ چرا، روز بوده که آرزوى مرگش را کردم. ولى مقصر تنها او نبود. همه مقصر بودیم. خصوصاً یکی از ما که بیشتر مدعى روشهاى درمانى آکادمیک بود. تورا بخدا به همدیگر برچسب نزنیم.توى هیچ کتابى ننوشته، یا اگر نوشته او نخوانده یا اگر نخوانده نخواسته عمل کند، براى مرد جماعت اینجور تجویز ها جواب نمیدهد. امروز وقتى داشت باز هم از آن سبک کارهاى عتیقه ى با نمک میکرد فهمیدم دوستش دارم. فهمیدم دقیقاً توى نصف موقعیت هاى زندگى ام فتوکپى برابر اصل او بوده ام. فهمیدم اگر برایش لوس بازى در بیاورى چقدر میتواند مهربان باشد ولى من قُدِّ عبوس همیشه خدا بدترین راه که احتمالاً کوتاه ترین هم بوده انتخاب کردم. محبت با تولید استخراج میشود.یادم باشد برایش آلبومى که داشت ضبط میکرد بخرم.||

+ برایم طلب خیر و آرزوى موفقیت کنید لطفاً.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 150 ،

بخواى به برنامه ى بى سرو سامونت یکم نظم بدى

از ساعت ١١ تلاش مذبوحانه اى براى رهیافتن به سرزمین خواب بکنى

تا بخواد خوابت ببره همسایه ى احمقِ بیشعور شروع کنه یه چیزى کوبیدن به درشون.

نتیجه این میشه که باسر درد پاشى نه بتونى درس بخونى نه خوابت ببره.

+ فرهنگ شهرنشینى هنوز جا نیفتاده؟

++ دلم میخواست ماشین داشتم میزدم بیرون همین الان.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 122 ،

آشپزى با سمبل کارى رفع و رجوع نمیشود. کسى که دور غذا چرخیدن و چشیدن طعم و نمک و ادویه اش را "اتلاف وقت" بداند بهتر است دور آشپزى را یک خط قرمز حسابى بکشد و کار را به اهلش بسپارد تا اعصاب من خط خطى نشده.

میگفتم، در غذا موسیقى جریان دارد و این صحبتم اصلاً نه براى خنده است نه بلوفى ست اغراق آمیز. موسیقى قل قلِ دیگ خورش قورمه سبزى، آهنگ بهم خوردن مخلفات آش رشته، صداى جلز و ولز سرخ کردن فیله مرغ و ضرباهنگ فیس فیس کنان کباب کردن استیک یک سمفونى دل انگیز است که با روح زندگى عجین شده.ارکسترى از گیاهان و میوه ها و متاسفانه حیوانات.( من نه گیاهخوارم نه میتوانم باشم، اما صمیمانه از حضور ویگن ها عذر میخواهم چرا که این قسمت از موسیقى از دید ایشان فالش است) ارکسترى از غلتیدن وردانه روى خمیرى که آماده در بر گرفتن یک مایه ى بی نظیر است تا هنرى زیبا از طعم و مزه و عطر را براى دقایقى روى میز بیافریند. ما ایرانیها شکمو هستیم. خود من اولى اش. اما شوربختانه براى غذا و براى هنر و اصالتى که در وراى آن ست توجهى به خرج نمیدهیم. میاییم میخوریم فلنگ را میبندیم. کل این فرآیند شاید به ده دقیقه هم نکشد. کمتر پدر و مادرى به فرزندش یاد میدهد با غذا و در کل خوراکى عشقبازى کند. منظور پرخورى نیست. اشتباه از آنجا نشأت میگیرد که سیرى دچار بدمعنایى میشود. منى که میتوانم با یک کفگیر برنج، یک کاسه خورش، یک عدد سیب و خلاصه مقدار نه چندان زیادى از طعام سیر روانى و جسمى شوم عنان از کف اختیار میدهم. مقصر پدر و مادر ها و پدر و مادرهایشان هستند و بودند، حالا که ما دنبال مقصر نیستیم و صد البته یافتنش هم کمکى به حل مسئله نخواهد کرد، بیایید از همین لحظه و وقتى هلو را لمس میکنید باغ هلو را تصور کنید، هنگامى که دست به پرزش میکشید خیال کنید از باغ میچینیدش. وقتى خورش را میبویید به داستان تمام ادویه ها و سبزیها و حبوباتش فکر کنید. غذا آن چیزى نیست که براى بلعیده شدن باشد. براى هر خوراکى یک سمفونى منحصر به فرد بیافرینید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 153 ،

حالم خوش نیست

همش خواباى نامربوط میبینم و این نشونه ى نابسامانى روحمه

مرز بین خواب و بیدارى رو نمیتونم تشخیص بدم. اتفاقات خواب هام روم تاثیر وحشتناک و بدی میزاره.حس گسستگی دارم.

کاش قدرت برتری داشتم که بهش چنگ میزدم

کاش این همه سطحی نبودم

حیف که دیگه نمیشه




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 137 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 3262
  • بازدید امروز :3
  • بازدید دیروز : 1
  • بازدید این هفته : 6
  • بازدید این ماه : 25
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه